دوشنبه سیزدهم مرداد 1393

یادواره ی شهدای وناش و بالا وناش 23مرداد93

 

 

 

 

 

لطفا برای دیدن عکس در اندازه ی بزرگ آن بر آدرس زیر کلیک کنید.

http://axgig.com/images/56449880023486108284.jpg

 

وناش ما، همه عشق و امید و ایمان است
و زادگاهِ شجاعان و قهرمانان است
دیارِ مادریم ، مهد سرو هایِ رشید
و راست قامتانِ دلاور، دلاورانِ شهید
دیارِ عشق و شجاعت ، دیارِ شور وشعور
دیارِ بیشهِ شیران ، و مادرانِ صبور
دیارِ خواهر دلکنده از برادرِ خویش
به رغم غصه، تسلی دهد به مادرِ خویش
دیارِ کودکِ غمگین و دختری تنهاست 
که او، به یاد پدر غرق در دلِ غمهاست
دیارِ مهرِ فزونِ پدر به فرزندش
به یادِ کندنِ دل از عزیزِ دلبندش
به یادِ رفتنِ اسحق اولین شیرش
و پر گشودنِ بابایِ پیر و دلگیرش
به یادِ مادرِ تنهایِ دل شکستهِ او
و یادِ اشک دو چشمانِ پیر و خستهِ او
به یادِ رفتن ایمانعلی که ذاکر بود
علی و آل علی را چه خوب چاکر بود
برای رفتن سیفور این دلم غوغاست
چه مهربان و عزیز و چقدر بی همتاست
چقدر عاشق و شیدایِ کودکانش بود
تمام فکر و خیال و وجود و جانش بود
به یادِ صورت رجبعلی که زیبا بود
چه خوب و پاک و متین و چقدر آقا بود
چقدر چهره سید تقی خدائی بود
برای رفتن و عاشق شدن هوائی بود
حسینعلی که موءدب ،لبش پر از خنده
و نام و چهره پاکش به عشق آکنده
جداییِ پدر ز پسر ،بس وداعِ جانسوزیست
و شیر مرد و دلاور، شهید نوروزیست
به یادِ رفتن بهروز اسوهِ پاکی
چه مهربان و صمیمی و عاشق و خاکی
و روزِ رفتنِ زارع ،چقدر غمگین بود
غمِ ندیدن او ،بر پدر چه سنگین بود
به یادِ نادر تنها ، پدر ز غم می سوخت
و پیر مرد ،که چشمان خود به ره می دوخت
که شاید او، زهمین ره به خانه برگردد
برای دیدنِ او ، عاشقانه برگردد
ببین که مادرِ او، از غمش چه پیر شده
چه دلشکسته و تنها و گوشه گیر شده
زمین به یاد محمد حسین گلگون است
دل غمینِ عزیزان او، پر از خون است
که کاش، عزیزِ دلمان ،به خانه برگردد
ولی چه سود ، که او رفته، برنمی‌گردد
وناشِ ما ،غم دوران همی به دل دارد
ز داغِ این شهدا ، با تو درد دل دارد
بیا تو مهدی زهرا، دلم چه غمگین است
و ماتمِ شهدا را ببین ،چه سنگین است
بیا که جمعه به جمعه ،پیِ تو می گردم

بیا تو ای همه جانان که دور تو گردم

 شاعر جوان و توانمند آقای علی بابایی وناشی

نوشته شده توسط رجبعلی کشتکار وناشی در 19:59 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر