شعری در وصف الموت و وناش

وارث ملک سلیمان الموت نرگس و سنبل و ریحان الموت
لوء لوء ودرج زرو همچو نگین مهد پاکیزگی جان الموت
جایگاه ادب و شعر و هنر مرکز شغل بزرگان الموت
منزل و مسکن درویش و غنی خطه ی خسرو خوبان الموت
آب رودش که بوَد به ز فرات مملو از چشمه جوشان الموت
مٲمن کبک و گل و مرغ دَری بلبل و مرغ سلیمان الموت
خادم کشور و معمار وطن مظهر قدرت ایران الموت
زخم ها برده زچنگیز و تاتار دشنه ها خورده زعدوان الموت
بارها هم زده سیلی به عدو خنجر و نیزه به ایشان الموت
سرزمین گل و ریحان الموت مایه ی فخر دلیران الموت
ما زاده ی البرز وفادار مشتیم نمونه ای از خروار
از کرّ و فرّ و شکوه البرز پرورده ی آهنیم با گرز
هنگام سفر به شهر قزوین یادی کن از این بهشت برین
یاد الموت و مرکز بخش یاد وناش و و نام بزرگش
مردان شجاع و نام آور با شمس کلایه و اسطلبر
باشهرک و چون مرکز رودبار با دیدن چند قلاع بسیار
لامان و مدان و شتر خان میمون دژ و روستای گازرخان
آسوده زاهریمن و هر واش پاینده و فرخنده باد وناش
کافر کش و روستای سفید در خوب کوه و چو آوه و قلیدر
با دشت وسیع روچ سفلا روستای قشنگ روچ علیا
آنسوی به هنیز و آتان و کلایه ایلان و ده سراج کلایه
از کشک دشت تا اوانک نسا و بالا وناش و زوارک
هر چند بوَد قشنگی با لا وناش بسیار اسم اصلیش بوَد کین خاز ای یار
ورک و حسن آباد و ویکان جیرنده و ورکرود و خوبان
سرداری آن قلعه نوذر باشد حسن صباح بگذر
هرگز نرود زیاد و خاطر از وناش گرفته تا اواتر
آن روی مران و سلج انبار با پیچ وبن و آب گرم سه هزار
ور بند و یوج و کلامی لاتاک قاضی محل و دراز لاتاک
فردوس برین جنت قدیمی برمرد و زنش سلام و تقدیسی

وناش از توابع رودبار الموت قزوین